تبليغاتX
-

-

سلام. من اینجا هم شب امتحانی شدم! چرا وبلاگ می نویسم؟ خوب اولش که شروع کردم به چرایی آن فکر نکردم اما می توان نتیجه آن را دید. خوب. چند تا دوست خوب پیدا کردم که خوشحالم می کنه دوست هایی که مرا برای تلاش برای رسیدن به یک وزن نرمال از ته دلشان تشویق می کنند. اینجا راحتم هیچ خودسانسوری ندارم. از اثرات وبلاگ نویسی گمانم باشد. نگران نیستم که پس فردا به مسخره گرفته شوم. همه مثل من اند چندین سال مشکل وزن داشته اند و می فهمند که اصلا ساده نیست اما شدنی است. همین خیلی است. اولین واکنشم به وبلاگ انار حسرت بود و بعد این فکر که "خوب چرا من تلاشم را نکنم؟" شروع کردم. هرچند خیلی کندتر از انتظارم ولی پیشرفت خوبی داشتم. حداقل در مقایسه با پنج سال گذشته حدود سه کیلو بهبود داشته ام. دوستای اینجا به این عدد نمی خندند. می فهمند برای هر گرمش چه قدر نقشه کشیدم و چه قدر تلاش کردم. من خوشحالم. خیلی. از هر کامنت دیانا بال در می آرم. انار مثل یک معلم برام می مونه که امضای صد آفرین او ذوق زده می کند. جیرجیرک از همان اول تشویقم کرد "یامی یامی!" الی، سامیا، شانه به سر، مامان غزل و خوب اگر بخوام تک تک اسم ببرم که یک لوگ باید بنویسم!!!! اوه! گلی را نباید فراموش کنم. درست کنار این فضای مجازی من یک دوست خوب پیدا کردم Flower Girl. تقریبا همزمان با شروع وبلاگم با او دوست شدم و خوب در استارت کار بهم خیلی کمک کرد. می خواهم بگم خارج از فضای مجازی هم دوستانی مکمل اینجا بودند. علاوه بر اشتراک دانش فوق العاده در گروه، هر بار که از نظر روحی کم می آورم شماها کمکم کردید که به چرخه ناامیدی نیافتم. 3 کیلو خیلی نیست شاید برای بعضی ها کار یک هفته باشه ولی من براش 6 ماه زحمت کشیدم. قدر آن را می دانم و محکم این ستاره را نگه می دارم. می خواهم باز هم ستاره بگیرم. می گیرم. حتما! یک روزی اون شاخص BMI بالای بلاگم روی 20 می ایستد.

 

 آرام

25 ساله- یک ستاره

پ.ن. از خواندن انشای بقیه کلی نوستالژی شدم. راستش یک مدت بود از اینکه وزنم گیر کرده داشتم خسته می شدم که دیدم بقیه هم مثل من اند وی کم نیاوردند. حالا با دیانا کالری شماری را سفت می چسبیم ببینیم چه می شود.

مرتبط: پخش زنده یک رمان

+ نوشته شده در  شنبه 15 دی1386ساعت 22:24  توسط آرام  |